برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی

پرنده ای که بال و پرش زخمی بود
در آفتاب ایستاد
و خدا را شکر کرد
...
نه به خاطر پرنده بودن
یا گرمای آفتاب
که روی پرش خوابیده
...
به خاطر پاهای کوچکش
که هنوز سالم اند
پاهایی برای رفتن به سمت آفتاب!
* شعر نوشته خودم نیست و شاعرش نمی دانم چه کسی است اما دوستش داشتم
*تصویر کار خودم هست ...
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی

آقا جان ، امام رئوف ِ من ، دلم یک دشت پر از بچه آهوی گمگشته ست ...
ضامن دلم می شوی ...
خیلی دلتنگم آقا جان ... می شود صدایم کنی
میلادتان مبارک امام رضای مهربانم 

برچسب:
نویسنده: آرین کریمی
برچسب:
نویسنده: آرین کریمی