خرید بک لینک

درباره سایت

دردانه

آخرین مطالب

امکانات وب

من هر صبح قیل و قال پرنده ها را به فال نیک می گیرم قرار است از شرقی ترین جغرافیای هستی تا دورترین نفطه جهان را سوتک کوچک کودکی ، عالمی را به شوق شادمانه فرداها بخواند قرار است کج و کوله ترین دست خط دخترکی خبرهای خوب نیامده فردا را مخابره کند به دورترین نقطه هستی که آی چه نشستی ! شادی همین تکرار د

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ... تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبار ناهنجار تفنگ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کَن ندارم جز زبان دل، دلی لبریز مهر تو، تو ای با دوستی دشمن! زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست زبان قهر چنگیزی ست بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن ـ شاید فروغ آد

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ... فرشته ای بود که هر شباز خدا نور می گرفتو ماه به دست شب ها کوچه به کوچه می گشتپشت پنچره های بسته سرک میکشیدمیان اشک ها و لبخندها میان خستگی ها و آسودگی ها میان امیدها و نا امیدها و شاید از همه مهم تر میانآرزوها و اشک های دخترکی کوچک...و هر شب فرشتهامید می پاشید لبخند می نشاد در دامان آ

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ... سلام به دوستان خوبم ، آرزو میکنم لحظه های زندگی برای همه پر از شادمانی و لبخند باشهچهارشنبه هفته پیش ما از طرف یکی از آشنایان خانوادگی خیلی قدیمی عروسی دعوت بودیم در ارومیه ....ما هم کار و زندگی رو رها کردیم و سه شنبه ظهر حرکت کردیم به سمت ارومیه ....نزدیک های عصر بود که رسیدیم . از د

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور دیروز صبح زود خواهری به همراه همسر به سفر دو سه روزه ای رفتند و قرار شد حسام عزیزم منزل ما باشد .... چون صبح زود قرار بود حرکت کنند حسام شب خونه ما ماند تا صبح بد خواب نشود .... اولین بار بود که از خونه و پدر و مادرش دور می خوابید اما دیگه مردی شده برای خودش و خیلی راحت پذیرفت .... فقط شب

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ... کاش شبیه درخت سیب آفریده می شدم راوی عاشقانه های شیرین راوی تاب بازی های کودکانه دخترکی خریدار آواز گنجشگک اشی مشی همنشین سبز قاصدکی یا چه می دانم امید بازگشت پرستویی * خدایا ممنونم که من را به شکل انسان آفریدی تا خالق درخت سیب باشم * گاهی فکر میکنم خدا چند صفحه از زندگی من را

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ... و من فردا و فرداها ، باز هر صبح ، پنجره را خواهم گشود سوی سیب و سلام و ترانه باز هم دست آشنایی خواهم داد با گجشک ها ، این رفیقان دیرین ، سفیران صبح ... باز هم به گلدان ها آب خواهم داد باز هم برایشان آواز خواهم خواند باز هم حال گل ناز را خواهم پرسید باز هم کفش هایم را خواهم پوشید خو

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ...

پرنده ای که بال و پرش زخمی بود

در آفتاب ایستاد

و خدا را شکر کرد

...

نه به خاطر پرنده بودن

یا گرمای آفتاب

که روی پرش خوابیده

...

به خاطر پاهای کوچکش

که هنوز سالم اند

پاهایی برای رفتن به سمت آفتاب!

* شعر نوشته خودم نیست و شاعرش نمی دانم چه کسی است اما دوستش داشتم

*تصویر کار خودم هست ...

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

به نام نور ...

آقا جان ، امام رئوف ِ من ، دلم یک دشت پر از بچه آهوی گمگشته ست ...

ضامن دلم می شوی ...

خیلی دلتنگم آقا جان ... می شود صدایم کنی

میلادتان مبارک امام رضای مهربانم

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

فکز کنم یه نوع قارچ بود که خیلی بزرگ و زیبا بود ...قربون خدای خوش سلیقه ام برم و آواز پرنده همیشه مسحورم کرده ...گنجشکک اشی مشی من این بار بیا لب بوم ما بنشین آبی دلبرانه من .... خدا جونم ممنونم ازت ....دست چینی از نقاشی خدای خوبم یاس همیشه من رو یاد یه بابابزرگ مهربون می اندازه ....یادت

برچسب: نویسنده: آرین کریمی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 7:52

صفحه بندی